یکشنبه20اسفند1391
سلام گل من! دلم برات یه ذره شده. صبح تو ماشین از خواب پریدی و از من خواستی بغلت کنم. خیلی تو بغلم آرومی. بعد چند روز امروز رفتی مهد امیدوارم بهت خوش بگذره. آخر هفته پیش مامان حاجی اومد خونمون یا به قول تو مامان خاجی. این روزا اسمش مامان حاجی رو کامل می گی و اون رو به این اسم صدا میزنی. کلی با مامان حاجی دوست شدی و تا بنده خدا می خواست غذا بخوره میرفتی کن...




